[عمومي , ]
ترسم زتنهایی شبی
تنها زبی راه بگزری
بیگانه گردی ازوفا
پیمان سختم بشكنی
از لب دو بوسه بركنم
قیمت اشكم بشكنی
زلف وفا ازته زنی
جام دل آخربشكنی
دنیا به چشمم تارمی شود
<:P:>خواهم كه ساغربشكنی
نوشته شده توسط ازیاد رفته در چهارشنبه 14 اردیبهشت 1384 و ساعت 02:05 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
نظر
آیینه [عاشقانه ها , ]
پشت این آینه كیست؟
سایه ای میبینم صورتش پیدا نیست!
پشت آینه من
سوی آن هم،دیگریست
بین چشمای منو او
گویافاصله ایست!
فاصله كمبود نگاست
زندگی بی لبخند همه اش دار فناست
پس چراخنده كم است؟
پس چرادیده تراست؟
وین همه نقش عجب
پس چرا بیرنگ است؟
بشكنید آینه را
آینه هم دیوار است
بشكنید هر جه كه هست
<:P:>زندگی بی خنده قفل یك زندان است
نوشته شده توسط ازیاد رفته در چهارشنبه 14 اردیبهشت 1384 و ساعت 02:05 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
نظر
ساقی کجایی؟ [به یاد رفقا , ]
<:P:>امشب:
<:P:>مستی هم درد منو دیگه دوا نمی كنه
به یاد یکی از دوستان با مرام
نوشته شده توسط ازیاد رفته در چهارشنبه 14 اردیبهشت 1384 و ساعت 01:05 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
نظر
حرف اول [عمومي , ]
<:P:>بعد تو:
<:P:>
<:P:>قلم از پای نشست
<:P:>دلم از غصه شكست
<:P:>آن همه شعر قشنگ
<:P:> همه از یاد برفت
نوشته شده توسط ازیاد رفته در چهارشنبه 14 اردیبهشت 1384 و ساعت 01:05 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
نظر
|